ولادت سیده النساء العالمین

سلام مادرم، امروز دلم برایت از همیشه بیشترتنگ شده است

دلم هوای بقیعتان را کرده است

دلم هوای زیارتتان را کرده است

یا ممتحنه امتحنک الله الذی خلقک قبل ان یخلقک...

مادرم یاشفیعه روزجزاءیا فاطمه الزهراء(سلام الله علیها) روزتان مبارک

شهادت خانم رقیه(سلام الله علیها)

شهادت حضرت رقیه (سلام الله علیها)را به همه دلسوختگان تسلیت عرض می کنم

به امیدی كه بیایی سحری در بر من

خاك ویرانه شده سرمهٔ چشم تر من

مدتی می شود از حال لبت بی خبرم

چند وقت است صدایم نزدی دختر من

من همان لاله افروختهٔ خون جگرم

كه همین لخته فقط مانده به خاكستر من

شب این شام چه سرمای عجیبی دارد

تب این سوز كجا و بدن لاغر من

دارم از درد مچ دست به خود می پیچم

ظاهراً خرد شده ساقه نیلوفر من

چادرم پاره شد از بس كه كشیدند مرا

لحظه ای وا نشد اما گره از معجر من

موی من دست نخورده است خیالت راحت

معجر سوخته چسبیده به موی  سر من

كاشكی زود بیایی و به دادم برسی

تا كه در سینه نمانَد نفس آخر من

شاعر: مصطفی متولی

 


 

عطش کربلا(روز دهم)

بازار غریبی است کربلا،

که خریداران خریده می شوند..

تمام عشق ما

وعشق تمام ما

همه در کربلاست..


تابود،کربلا منتظر حسین علیه السلام بود،

تاهست،حسین علیه السلام منتظر ماست..


آغاز،

ادامه،

وپایان راه ما

کربلاست..


آنسان که حسین علیه السلام کربلا رفت،

کربلا باید رفت.


هرکه می خواهد بماند،

باحسین علیه السلام برود..

عطش کربلا(روز نهم)

کل ارض کربلا،

هرکه از کربلا رانده شد،

از کربلا نشد،

بی کربلاشد..


 کل ارض کربلا،

ازجبهه ای به جبهه دیگر،شاید،

ولی

از کربلا نتوان گریخت..


آزمون تمام مقام ها،

کربلاست..

اما،

نه چنان سهل که ما می پنداریم..


کل ارض کربلا،

هرکه به هر جا رسید،

از کربلارسید،

در کربلا رسید،

وبه کربلا رسید..



عطش کربلا(روز هشتم)

کل ارض کربلا،

هیچ خاکی از عشق خالی نیست..


کربلا چنان خراب می کند که نتوان ساخت،

وچنان می سازد که نتوان خراب کرد..


کربلا اگرنبود،

زمین

آیا

بازهم جاذبه ای داشت؟


کربلا خانه ماست؛

والحق

هیچ کجا خانه آدم نمی شود..


تا کربلا نرفته ای،

هرآن چه از بهشت تصور می کنی،

بازیچه ای بیش نیست..


کربلا را آفریدتا انسان بداند،

بهشت در نهایت خود چگونه است!


کل ارض کربلا،

پس

ما رایت الا جمیلا..


آنان که جزظاهر نمی بینند،

کربلا را نمی بینند..

عطش کربلا(روزهفتم)

کل ارض کربلا،

آغوش امام به وسعت دنیا گشوده است،

وعقبی..


کل ارض کربلا،

همه جا مهمان حسینیم..

همه..


کل ارض کربلا،

واگراین چنین،

لایمکن الفرار من حکومتک..


کل ارض کربلا،

پس عجیب نیست اگر ما رو به کعبه نماز می گزاریم..


همه جا کربلاست،

وحسین علیه السلام،خالق کربلاست؛

معادله گویاست..


کل ارض کربلا،

عالم،تجلی گاه ارباب ماست..


کربلا را آفرید

تا اصحاب تسبیح وتقدیس بدانند:

فقط خدا می داند..


کربلایعنی

همان جا که آدم،آدم شد..

عطش کربلا(روزششم)

کربلایعنی

می شودباآب تشنه ماند،

وبی آب سیراب شد..


کربلایعنی

همان جا که آسمان و زمین یکی است..

یعنی،همه جا..


کل ارض کربلا،

همه جاکربلاست..

همه جا همین جاست..


کل ارض کربلا،

یعنی

خداهمه جا هست..


کربلابرای ما،

نه دلیلی بر وجودخدا،

که حجتی بر دیدنی بودن اوست..


کل ارض کربلا،

همین بس تا باور کنیم،

خداما را دوست دارد..


کربلایعنی

هدیه خدا

به هرآن که در عالم وجود،وجود گرفته است..


کریلایعنی

همان دل ما..

عطش کربلا(روز پنجم)

  وکربلا را آفرید،

تا عشق،جهان گیر شود...


اول، حرف آخر را..:

کربلا یک شهر نیست،

عالم است..


اولین شرط عشق

وآخرین گام وصل،

       خون است،

همان سکه کربلا...


حسین جان!

نگاهی کن!

تا ما آب شویم،

کربلا سیراب...


ای خدای آب!

ما را چنان تشنه بخواه

که هیچ آبی جز عطش کربلا،سیرابمان نکند..


* هر روز همراه باشیدبا عطش کربلا، این عطش ادامه دارد....


تسلیت

امام جواد (علیه السلام):

        سه چیز است که اگر در کسی باشد سبب خشنودی خداست:

                زیاد استغفار کردن،همنشینی خوب، زیاد صدقه دادن.                     

الفصول المهمه274


            شهادت باب الحوائج میوه دل علی بن موسی الرضا علیه السلام بر همه پیروان ولایت تسلیت باد

شهیدگمنام

ابیات زیر حس شاعرانه یک خادم الشهداست که در خلوت دل ان را سرائیده است.

تویی مشهورترین گمنام دنیا           توکه تکیه زدی بربام دنیا

تو که سایه پراکندی بر افلاک           جدا کردی دل خود را از این خاک

 کجایی که نمی آید صدایت             خودت جایی و دیگر جا پلاکت

تو که در عالم بالا کنی سیر           الا ای باعث وای بانی خیر

منم من زائر تنهایی تو                  به دنبال دم عیسایی تو

منم آن یار سرتا پا گنهکار             منم به عالم وآدم بدهکار

منم با نام تو نامی گرفته             وبا یادت آرامی گرفته

 بیا در خواب من غوغا به پا کن      ز اسراری که دیدی آشنا کن

مکانی که در آنجا آرمیدی             ازان معبر که ازآن پر کشیدی

بغیر تو همه هستیم مردود          سبکباری که تابوتت سبک بود

کنارقبر تو حسی خدائیست        شبیه عطر وبوی کربلائیست

تو بردنیای ما چشم را که بستی     به پای دین تا جانان نشستی

                                                                                                                                                                                     

                                               

اعرالله جمجمتک

شب  عملیات والفجر ۸ همه ی بچه ها مشغول بستن سربندهای خود بودند وآماده برای دستور حمله.دیدم مصطفی پیشانی بند نبسته. رفتم و گفتم:"نداری بهت بدم؟" گفت: "نه دارم"

فردای روز آغاز عملیات شنیدم ترکشی به سر مصطفی اصابت کرده وشهید شده است. او یکی از دوستانم بود.رفتم تا او را برای آخرین بار او را ببینم. وقتی رسیدم بالای پیکرش  دیدم پیشانی بند او با بقیه پیشانب بندها فرق می کند هم رنگش هم نوشته اش. دقت کردم دیدم روی سربند او از امام علی علیه السلام نقش بسته که: " اعرالله جمجمتک " یعنی جمجمه ات را به خدا بسپار.

                                                                 

تقدیم به فرزندان شهید برونسی

 

بابا آمد...

بابا در باران آمد...

بابا در باران اشکهای من آمد...

 

 

 

                                      آفرین برشما مردم قدرشناس ایران

 

شهادت مبارک آقاسید

ای کاش

همچون آوینی ، مرتضی می شدم و روایت فتح نفس را رقم وقلم می زدم

 

آقاسید امسال هم اومدیم سر قرار...

منتظر نگاهت هستم ...

امسالم را متفاوت کن...

لباس عروسی

زمان ماهم مثل همیشه رسم ورسوم ازدواج زیاد بود.ریخت وپاش هم که بیداد می کرد.ولی ما از همان اول ساده شروع کردیم ، خریدمان یک بلوز و دامن برای من بود ویک کت وشلوار برای مرتضی. چیز دیگری را لازم نمی دانستیم. به حرف و حدیث ها و رسم ورسوم هم کاری نداشتیم، خودمان برای زندگیمان تصمیم می گرفتیم.همین ها بود که زندگیمان را زیباتر می کرد.

شهید مرتضی آوینی-بانوی ماه 2،ص12

فدای لب تشنه ات یاحسین...

 

 

امروز روز پنجم است که در محاصره هستیم آب را جیره بندی کرده ایم نان را جیره بندی کرده ایم...

عطش همه را هلاک کرده. همه را جز شهدا که حالا کنار هم در انتهای کانال خوابیده اند.

دیگر شهدا تشنه نیستند. فدای لب تشنه ات ای پسر فاطمه سلام الله علیها.

آخرین برگ دفترچه یادداشت یکی از شهدای گردان حنظله

لشکر ۲۷ که در کانال سوم فکه ودر حین تفحص بدست آمده

 

تلنگر..

 

-هرانسانی را لیله القدری هست که درآن ناگزیر از انتخاب می شود وحر را نیز شب قدری اینچنین پیش آمد..."عمرسعد" را نیز... من وتو راهم پیش خواهد آمد. اگر باب یالیتنی کنت معکم هنوز گشوده است، چرا آن باب دیگر باز نباشد که: لعن الله امه سمعت بذلک فرضیت به؟

 

-دیندار آن است که در کشاکش بلا دیندار بماند،وگرنه ، در هنگام راحت وفراغت وصلح وسلم، چه بسیارند اهل دین...

فتح خون .شهیدسید مرتضی آوینی

به یادشهیدسید احمد پلارک

 

گرامی می داریم یاد وخاطره دلاورمردان روزهای  حماسه وایثار وتبریک هفته دفاع مقدس به همه بازماندگان روزهای عشق وخون

شهیدسیداحمد پلارک درسال ۱۳۴۴ در تهران بدنیا آمد وقتی ۶ ساله بود پدر را از دست داد وچون تک پسر خانواده بود علاوه برتحصیل بار مسوولیت خانواده نیز بر عهده اش افتاد.

با آغاز جنگ تحمیلی وی دائما به منطقه می رفت تا آبکه عاقبت در عملیات کربلای۸ در منطقه شلمچه به درجه رفیع شهادت نائل گشت.

آن شهید بزرگوار بی اندازه به مادرش احترام می گذاشت نمازش را همواره اول وقت می خواند نماز شبش ترک نمی شد.همیشه غسل جمعه می کرد وسوره واقعه را می خواند...

اما انچه در رابطه با این شهید گرانقدر گفتنی تراست اینکه مزارش بسیار خوشبوست وباآنکه دو سه بار سنگش راعوض کرده اند باز هم به ویژه  در نیمه های شب فضای اطراف مزارش معطراست.

مرحوم آیت الله بهجت در این باره چنین فرموده اند:"یکی از نهرهای بهشت از زیر قبر مطهرشان رد می شود تشریف ببرید زیارت کنید، آنگاه مطمئن باشید با خلوص بیشتری پروردگار بلند مرتبه را عبادت می کنید."

بهشت زهرا،قطعه26،ردیف32،شماره22،مزار شهید پلارک

   

 

به یاد شاعربسیجی زنده یاد ابوالفضل سپهر

 ۲۸شهریور سالروز عروج شاعری از جنس روزهای مقاومت وایثار.یادش را گرامی می داریم وشادی روحش صلواتی را نثارش میکنیم.

وقطعه شعری از او ...

خوب به واژه ها دقت کنید گویا با تمام وجود درد اورا حس کرده است...

 

اتل متل یه بابا

دلیر و زار و بیمار

اتل متل یه مادر

یه مادر فداكار

 

ادامه نوشته

آرزوی وصال

 

یادمان باشد: آقا نشسته چشم به راه ما...

یادمان باشد :صدای پای ظهور از جاده همت ما بلند خواهدشد...

آقا جان فدای  مهربانیت!

چرا تو را نخوانم که تنها رشته بجا مانده اتصال بین زمین وزمینیان با آسمانی...

 

          

در کدامین سحر شب فرج او سحر شود؟؟

 

تلخي جام زهر

 (اعلام پذيرش قطعنامه ي598 شوراي امنيت از سوي ايران1367ه.ش)

پيام الهي امام در قلبهاي مريدان عاشق منتشرشد.اين پيام اشك همه را درآورد:

"...اين روزها ممكن است بسياري از افراد به خاطر احساسات و عواطف خود،صحبت از چراها وبايدونبايدها كنند،كه هرچند اين مساله به خودي خود يك ارزش بسيار زيباست،اما اكنون وقت پرداختن به آن نيست.

خوشا به حال انان كه با شهادت رفتند...وبدا به حال من كه هنوز مانده ام وجام زهرآلود قبول قطعنامه راسركشيده ام.

...نگذاريد پيشكسوتان جهاد وشهادت وخون درپيچ وخم زندگي خود به فراموشي سپرده شوند.

خداوندا!

تلخي اين روزها را به شيريني فرج حضرت بقيه الله( ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) ورسيدن به خودت جبران فرما."

سلامتی وشفای جانبازان...... صلوات

 

عباس  دلي كه پايبست تو بود

مشتاق  لقاي حق پرست تو بود

امروز  چه كرده اي كه فردا زهرا

اسباب شفاعتش دو دست تو بود

ولادت قمر بني هاشم ،فدايي حسين زهرا(عليهم السلام) بر همه جان بركفان وجانبازان ميهنمان مبارك

   تقارن ولادت آقا امام حسين(عليه السلام)وولادت آقاسيدعلي خامنه اي(24تير1318ه.ش)

                                   

خانه ماكوچك بود وشلوغ. تا ۵ سالگي خانه مان 60-70 متربيشتر نبود. يك اتاق داشت ويك زيرزمين تاريك .خوب يادم هست هر وقت مهمان براي پدرم مي آمد،همه به زير زمين مي رفتيم تا مهمان برود. پدرم روحاني محل بود،مهمان خيلي داشت.او ترك زبان بود،اصالتا تبريزي واهل خامنه ومادرم فارسي زبان. ازبچگي دو زبان را بلد شديم. پنج نفربوديم، چهار برادر و يك خواهر،من دومين بچه بودم،پسر دوم خانواده.پدرم ملاي بزرگي بود،عالم ديني بود.برخلاف مادرم كه خيلي گيرا وخوش برخورد بود،پدرم آرام وساكت وكم حرف بود.ازچهار يا پنج سالگي به همراه برادرم سيدمحمد به مكتب رفتم.اوسه سال از من بزرگ تر بود ومن كوچك ترين شاگرد مكتب بودم،يعني كوچك ترين مرد مكتب.

مقام معظم رهبري

وحالا تو در زير سايه ي حضرت ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه) بزرگ ترين مرد گيتي هستي. خداوند از بليات محفوظت بدارد.

 

 

 

ولادت باسعادت آقا امام حسين (عليه السلام) و روز پاسدار را به محضر امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) ومولايم سيد علي خامنه اي (مدظله العالي) وهمه سبزپوشان پيرو ولايت تبريك ميگويم.

چمران خسته بود

خدایا،خسته ودلشکسته ام،مظلوم ازظلم تاریخ،پرمرده از جهل اجتماع،ناتوان در مقابل طوفان حوادث،ناامید در برابر افق مبهم ومجهول،تنها،بی کس،فقیر در کویر سوزان زندگی،محبوس در زندان آهنین حیات،دل غمرده و دردمندم آرزوی آزادی می کند وروح پرمرده ام خواهش پرواز دارد تا از این غربت کده ی سیاه، ردای خود را به عدم بکشاند واز بار هستی برهد ودر عالم نیستی فقط با خدای خود به وحدت برسد.

خدایا تو را شکر می کنم که به امید استخلاص،تحمل همه ی دردها وشکنجه ها را میسر کردی...

                                                                                بخشی از مناجات های شهید چمران

 

خدا که می بیند

اولین عید بعد از ازدواج مان بود.لبنانی ها رسم دارند دور هم جمع شوند.آن شب مصطفی به خانه پدرم نیامد ودر موسسه پیش  بچه ها بی سرپرست ویتیم ماند.وقتی علت نیامدنش را پرسیدم، گفت:"الان عید است خیلی از بچه ها رفته اند .بعد برگشت برای بچه ها تعریف می کنند که چنین وچنان شد.من باید در موسسه بمانم،با اینها ناهار بخورم،سرگرمشان کنم،تا وقتی آنها تعریف کردند،اینها هم چیزی برای گفتن داشته باشند" گفتم:"خب چرا غذایی که مادرم فرستاد را نخوردید؟چرا نان وپنیر خوردید؟" گفت:"آن غذا،غذای مدرسه نبود." گفتم:"شما دیر آمده اید،بچه ها نمی دیدند شما چی خورده اید." اشک هایش جاری شد وگفت:"خدا که می بیند."

غاده جابر همسر لبنانی شهید چمران

ميلاد مبارك

 

چشمه جاری شکافنده ي علم ها در بیابان خشکیده ي دانش جوشیدن گرفت و جان جویندگان علم و معرفت را از زلال پر برکت خود سیراب ساخت.

شیعه نشان افتخار دیگری بر گردن آویخت و بر این پیشوای معصوم خود بالید.

ای افتخار شیعه که در ضیافت خانه ي حوزه ها و دانشگاه ها سفره ي پر نعمت دانش تو گسترده است، میلاد مسعودت را گرامی می داریم.

به بهانه میلاد مادر

سلام بر او كه

كلام  در تجسم ليله القدر است.

قال الصادق عليه السلام: واما قوله خير من الف شهر يعني فاطمه.

-معناي زيبايي كمال وجمال در صورت آدمي است.

قال رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم:  لو كان الحسن شخصا لكان فاطمه.

-تمثيل فرشته در صورت انسان است.

عن الرضا عليه السلام: ...فاطمه حوراء انسيه.

-دختر ومادر براي پيامبر بود.

قال رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم : فاطمه ام ابيها.

-كوثري در جريان براي كوباندن تكاثربود.

انا اعطيناك الكوثرفصل لربك وانحران شانئك هوالابتر.

-اوكه آزادي وآزادگي را به ما آموخت.

قالت فاطمه لعلي عليهماالسلام: البيت بيتك و الحره زوجتك افعل ما تشاء.

-اسوه زنان،نه بالاتر ازآن،اسوه زنان ومردان، بلكه اسوه بالاترين انسانها همچون مهدي صاحب الزمان عليه السلام است.

قال المهدي عليه السلام: وفي ابنه رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم: لي اسوه حسنه.

میلادباسعادتش بر همه مادران و زنان مبارک

 

هفته زن و یک کتاب

زنان خرمشهر

جنگ يك باره به خرمشهر آمد.مردم خرمشهر جنگ را انتخاب نكرده بودند،اما جنگ آمد وهمه جاي زندگيشان را پر كرد.شايد براي مردها زندگي كردن در جنگ راحتر باشد،يا طبيعي تر.ولي در خرمشهر جنگ به زندگي زنها هم آمده بود.بعضي از اين صدخاطره درباره ي زنان خرمشهرند، وبعضي از زبان زنان خرمشهر.

زنان خرمشهر/بتول كازرونيان/تهران:روايت فتح/چاپ چهارم 1389

وخاطراتي از اين كتاب:

- روز اولي بود كه مي خواستم برم دبيرستان.رفتم.دربسته بود.

صداي انفجار مي آمد.شهر آشفته بود.رفتم سمت مسجد جامع.گفتند"سنگراحتياج داريم."

با بقيه خواهرها گوني ها را پر از خاك وشن كرديم.بعد از دو سه ساعت ديدم دارم گوني ها را با دست پر مي كنم!

**وعده داده بودند كه "مهمات مي رسه.لشكرقوچان توي راهه."

بچه ها مي گفتند"لشكر قوچان رو گرگ ها توي راه خوردند!"

- بچه ها كي مي دونه به اين قسمت تفنگ چي ميگن؟

داد زدم"من مي دونم.مي گن جلنجدن."

همه زدند زير خنده.يكي گفت"كوچولو! تو كه ترك نيستي. بگو گلنگدن."

گفتم"چه مي دونم.مي خواستن برامون مربي ترك نگذارن."

 

تامل

زیبارویان عفیف

اگر عفاف و پاكدامني را بر خوبي هايتان بيفزاييد،امتيازتان بيشتر مي شود

واگر چهره و جمال شما را به گناه افكند،از امتياز شما كم مي شود.

آنان كه هم "مال وجمال" دارند و هم "عفاف وكمال"

حجت خدا بر ديگرانند،هرگز مباد كه نعمت،وسيله عذابمان گردد؟!

خاطرات نوجوانی شهدا

 

یادت باشد...

خواندن این خاطره ها

شایدجرقه ای باشد برای بهتر زندگی کردن.

رفتار وزندگی شهدای ما،جاذبه های زیادی داشت؛اما...

اما بهترین جای زندگی شان شهادتشان بوده

شهدا چه زیبا رفتند!

برای همین حضرت امام خمینی(ره) فرمود: "شهادت هنر مردان خداست."

پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله)فرمودند:

زیاد وضوبگیرید تا خداوند عمر شما را زیاد گرداند.اگر توانستید شب و روز با طهارت باشید.این کار را بکنید؛زیرا اگر در حال طهارت بمیرید،شهید خواهیدبود.

منتخب المیزان الحکمه،ص۵۹۵،ح۶۵۳۱

نوجوانی شهیدرضا عامری

مادر شهید می گوید:من نمی دانستم هر وقت می خواهد به مدرسه برود،باوضو می رود؛تا اینکه چندبار توی حیاط وقتی داشت وضو می گرفت،دیدمش.بهش گفتم:مگر الان وقت نمازه که داری وضو می گیری؟!می گفت:"می دونی مادر! مدرسه عبادتگاهه؛بهتره انسان هر وقت می خواد مدرسه بره،وضو داشته باشه."

(سفربیست وپنجم،ص۲۶)

خاطرات نوجوانی شهدا

سوره بقره،آیه۱۵۴:

و به کسانی که در راه خدا کشته می شوند،مرده نگویید؛ بلکه آنها زنده اند اما شما درک نمی کنید!

نوجوانی شهید امیر ناصر سلیمانی

 پیکرش را با دو شهید دیگر،تحویل بنیاد شهید داده و گذاشته بودند سردخانه.نگهبان سرد خانه می گفت:یکی شان آمد به خوابم وگفت:"جنازه ی من را فعلا تحویل خانواده ام ندید!" از خواب بیدار شدم.هرچه فکر کردم کدامیک از این دو نفر بوده،نفهمیدم؛گفتم ولش کن،خواب بوده دیگه.فردا قرار بود جنازه ها رو تحویل بدیم که شب دوباره خواب شهید رو دیدم.دوباره همون جمله رو بهم گفت.این بار فورا اسمشو پرسیدم.گفت امیرناصرسلیمانی. از خواب پریدم،رفتم سراغ جنازه ها. روی سینه یکی شان نوشته بود"شهید امیرناصر سلیمانی".

بعدها متوجه شدم توی اون تاریخ،خانواده اش در تدارک مراسم ازدواج پسرشان بودند؛شهید خواسته بود مراسم برادرش بهم نخوره!                                                                             (فرمانده،فرمان قهقهه،ص۳۶)