زمان ماهم مثل همیشه رسم ورسوم ازدواج زیاد بود.ریخت وپاش هم که بیداد می کرد.ولی ما از همان اول ساده شروع کردیم ، خریدمان یک بلوز و دامن برای من بود ویک کت وشلوار برای مرتضی. چیز دیگری را لازم نمی دانستیم. به حرف و حدیث ها و رسم ورسوم هم کاری نداشتیم، خودمان برای زندگیمان تصمیم می گرفتیم.همین ها بود که زندگیمان را زیباتر می کرد.

شهید مرتضی آوینی-بانوی ماه 2،ص12